محمد تقي المجلسي (الأول)
137
يك دوره فقه كامل فارسى (فارسى)
شير خورد نه از ظرفى كه در انجا شير دوشيده باشند و شير خالص خورد بانكه چيزى روانى در دهن او نباشد كه شير بان ممزوج شود كه از شيرى بيرون رود سوّم انكه مرضعه يعنى زن شير دهنده زنده باشد پس اگر اتمام عدد رضاع در حين موت او باشد موجب حرمت نشود چهارم انكه طفل شير خورد پيش از تمامى دو سال پس اگر پيش از دو سالگى شير خورد و تمامى عدد رضاع بعد از تمامى دو سال باشد موجب حرمت نشود و اينمعتبر نيست در ولد مرضعه بر قول اصح پنجم انكه شير يكزوج باشد پس اگر پيش از تمامى عدد رضاع زوج او را طلاق دهد يا بميرد و او زوج ديگر كند و از شير دوّم عدد رضاع تمام كند و در ميانه هر دو شير طفل به غذا خوى كرده باشد و شير زن ديگر نخورده موجب حرمت نشود و همچنين شرطست كه شير يكمرضعه باشد پس اگر دو زن يكزوج يا زياده با هم عدد رضاع را تمام كنند موجب حرمت نگردد تتمه هرگاه كه رضاع بجميع شرايط حاصل شود مرضعه مادر شود و شوهر او پدر و اولاد ايشان برادران و خواهران و پدر و مادر ايشان جد و جده و برادر و خواهر زوج و عم و عمه و برادر و خواهر مرضعه خال و خاله و حرامست بر مرتضع يعنى طفل شيرخورده هر ولدى كه زوج راست نسبى و رضاعى و هر ولديكه مرضعه راست نسبى نه رضاعى كه از شير زوجى نباشند كه مرتضع شير او خورده و حرام نيست مرضعه بر پدر مرتضع و نه بر برادر او و حرامست اولاد شوهر نسبى و رضاعى و اولاد مرضعه نسبى خاصّة بر پدر مرتضع نزد اكثر و برادران و خواهران مرتضع را كه ازين شير نخوردهاند جائز است نكاح اولاد مرضعه و زوج از نسبى و رضاعى و همچنان كه رضاع منع نكاح مىكند پس اگر بعد از ان واقعشود ابطال كند پس اگر مادر زوج يا خواهر او يا زن پدر او از شير پدر شير دهد زوجهء او را نكاح باطل شود و برو باشد نصف مهر بلكه تمام مهر را عزامت كشد هرگاه افساد بعمد كرده باشد و اگر جده يكى از زوجين انديگر را شير دهد نكاح باطلشود و مرتضع انديگر را عمّ شود يا عمه يا خال يا خاله و اگر شير دهد زوجه بزرگ نه از شير او به زوجه كوچك او هر دو حرام مؤبد شوند بر او اگر بزرگرا دخول كرده باشد و الّا بزرگ حرام گردد و ليكن نكاح صغيره فسخ شود و اگر شير دهد كنيزيكه وطى كرده باشد زوجهء او را هر دو حرام شوند و ثابت مىشود رضاع بگواهى دو مرد عدل و بيكمرد و دو زن و چهار زن و گواهى مسموع نيست الّا بتفصيل در رضاع و گواه شدن گواه را چهار شرط است انكه مرضعه را شناسد و صبى را بيند كه پستان در دهن گرفته و پستان او پوشيده نباشد و بيند كه ميمكد پستانرا و لبها مىجنباند و به حلق فرو مىبرد پس گواهى بجزم بدهد بانكه ميان ايشان رضاع محرم است و ذكر وقت و عدد كند و چون كسى اقرار كند برضاعى ممكن جائز نيست او را نكاح و اگر چه رجوع كند از ان و اگر زوج بعد از عقد دعوى رضاع كند و زوجه تصديق كند عقد باطل باشد و اگر تكذيب كند و گواهى نباشد حكم كنند بر زوج و بحرمت زوجه و پيش از دخول او را نصف مهر باشد و بعد از ان تمام و اگر زوجه دعوى رضاع كند و او تكذيب كند و گواهى نباشد جدائى نشود و او را طلب مهر نباشد پيش از دخول و نه بعد از ان و اگر شك كنند در عدد رضاع حرمت نباشد و همچنين اگر شك كنند كه بعد از دو سالگى بوده يا نه بحث دوّم در مصاهره يعنى دامادى هر كه وطى كند به عقد دائم يا متعه يا به ملك يمين حرام شود برو مادر موطوءه يعنى وطى كرده شده هر چند كه بالا رود و دختران او هر چند زير روند بحرمت دائمى و تا او را داشته باشد حرامست خواهر او و همچنين حرامست دختر برادر و دختر خواهر او الّا برضاء زوجه و جائز است كه عمّه و خاله